آبی به چهره‌ات بزن

آبی به چهره‌ات بزن
شانه‌ای به موهایت
آن پیراهن بی‌آستینت را هم
که مرا یاد بالکن‌های بارسلون می‌اندازد بپوش
خیلی وقت است جایی نرفته‌ایم
و کاری نکرده‌ایم که نسیم
به پنکه‌ی سقفی بالای بسترمان حسادت کند ...

" عباس صفاری "
دیدگاه ها (۲۹)

منجم‌ها نمی‌بینندزیر روسری‌ها راوگرنه موی توده سانت طولانی‌ت...

"باغ ات آباد است،حق داری که چادرسرکنی"سیب صورت ،چشم خرما ،گو...

می نویسم امشب..به عشق همان که تنهایی ام را وزن کرد و به سنگی...

بنویسبنویس و هراس مداراز آن که غلط می‌افتدبنویس وپاک کنهمچون...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط