روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنم

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنم
من به این دلواپسی ها ، دارم عادت می کنم

شرط خوشحالی ، در این دنیا فقط دیوانگیست
بعد تو ، دیوانه می بینم ... حسادت می کنم

می روی ، زیر فشار زندگی خم می شوم
می شوم ! اما به سختی استقامت می کنم

مدتی ، در قلب من بودی و حالا در سرم !
کار سختی نیست ... تنها جا به جایت می کنم

بعد از این گاهی سلامی، گوشه چشمی، خنده ای
شکر ایزد ! در همین حد هم قناعت می کنم

من نه جلادم ! نه زندانبان ، کسی هم نیستم
چون خودت می خواستی، باشد ! رهایت می کنم

لب به دندان می گزم ، ... پنهان بماند راز تو
بیش از این چیزی نمی گویم ، رعایت می کنم

پیش من خوشبخت بودی، بعد از این هم سعی کن
لا اقل خوشبخت تر باشی ، دعایت می کنم


محسن نظری
دیدگاه ها (۱۳)

شادی...پروانه ای است...که هرچقدر تقلا کنی...نمی توانی ان را ...

جان آقام ( عج ) . . .چشم آلوده کجا، دیدن دلدارکجا؟دل سرگشته ...

بدنت بکرترین سوژه ی نقاشی ها و لبت منبع الهام غزل پاشی هابا ...

بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی, خمش می‌کنی. هر چه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط