{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁶
.
.
ملودی : درسته اون دستش تتوی رنگی داشت ، و شما همچین آدمی نیستید
لبخندی که به لبش اومدو دیدم ، سریع زاویه صندلیمو به سمت میز تغییر دادم و حواسمو دادم به آقای جئون
جونگ‌کوک : قرصتو خوردی؟
مثل برق زده ها سیخ شدم تو جای خودم
ملولی : الان میرم میخورم
بلند شدم و کیفمو که وسط اتاق افتاده بود رو برداشتم و بعد از خوردن قرصا کنار آقای جئون رفتم تا بالاخره بریم سراغ درس . نمیدونم چرا اما بعد از شنیدن ابن حرف از زبون معلمم دیگه نمیتونم صرفا یه معلم ببینمش... این صمیمیمتی که اون گذاشته بینمون شکل بگیره برام ناآشنا‌عه
.
< Final Exam >


: خیله خب بچه ها وقت تمومه دستاتونو بگیرید بالا
بعد از این حرفش همه بچه ها دستاشونو بالا گرفتن ، همینطور خودم
: ملودی ، بلند شو برگه هارو جمع کن
ملودی : نِ‌نِ‌نِ‌نِ‌نِ ( آی اَم کُره‌ایییی )
بلند شدم و طبق گفته مراقب کل برگه هارو جمع کردم و بعد بهش تحویل دادم
: خسته نباشید
بچه ها باهَم تشکری کردن و بلافاصله بعد از خارج شدن مراقب از کلاس صدای غر غرا و آه و ناله‌هاشون بلند شد
داهی : پشیمونم که اومدم اینجااااا
تک خنده‌ای کردم و به سراغ کیفم رفتم تا راهی خوابگاه‌شَم
ملودی : بچه ها یادآوری میکنم فردا به ترتیب زبان انگلیسی، شیمی و اقتصاد امتحان داریم ، خووووب بخونید باشه؟
باهمدیگه "فهمیدیم" گفتن و من بعد از خداحافظی بدون منتظر موندن برای اون دلقک دقل‌باز از کلاس زدم بیرون و با قدم هایِ تند از مدرسه زدم بیرون ؛
نمیخواستم بهم برسه و دوباره صدای تو مخشو توی کله‌م فرو کنه
توی این زمانی که گذشت تونستم خیلی روی این دختر کار‌ کنم ، مثل داهی ساده لوح بود ، اما تو مخ و غیر قابل تحمل ؛ داهیِ من کجاست خداوندا.. ؛
هم اتاقی بودن با این مزخرفه ،‌ می‌سون و سارانگ از وقتی این دقل‌باز اومده خیلی کم باهام حرف میزنن ، یه جورایی محافظه کار شدن ، انگار که یه خبرچین اینجاست ،
اوپس.. مثل اینکه به دقل‌باز گفتم &#x27;خبر چین&#x27; .
تونستم کاری کنم که پیشنهاد بده با خانواده‌ش یه دیدار داشته باشم . در همین حین دارم روی سارانگ هم کار میکنم ، سعی میکتم که بهش نزدیک شم و از زیر زبونش حرف بکشم ؛ بچه‌ست و دهن لق
دیدگاه ها (۱)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁷..بعد از دوش کوچیکی که گرفتم ب...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁷ ..< The next day >مثل هر روز ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁵..جونگ‌کوک : من اِی‌سکشوال اَم...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁴..جونگ‌کوک : بیا بشین اینجانگا...

«I baceme father of a boy my age»part-1ساعت ۳:۰۰ بامداد به و...

عشق دردناکp¹⁷قاضی:آقای جئون...+بله(سریع و بی اهمیت)قاضی:خب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط