چهل روزه ندیدمت،

چهل روزه ندیدمت،
نگو چرا جون بر لبم
شاید نمی شناسی منو،
به اون خدا من زینبم
داداش اگه کمونیم،
تو بوده ای جوونیم،
رفتی که پیرم
رسمش نبود داداش جونم، تو بری و من بمونم،
بذار بمیرم
ما رو غریب که دیده اند، به اشکمون خندیده اند
به پای نیزه سرت، پیش چشام رقصیده اند
بگو که ناموس خدا، مگه کوچه بازاریه
غمی که پشتمو شکست، غم امانت داریه
داداش یاس تو چیده شد، چه جور بگم با دست خود، با آه و گریه
قبری کوچیک کندم براش، ریختم خاک و یواش یواش، روی رقیه
دردم که تازیونه و، رخ سرخ و کبود نبود
دردم اینه که جای من، محله یهود نبود.
دیدگاه ها (۱۰۶)

هواللهم، إني أعيش في زمنٍ يكثر فيه المسلمون الذين يتلون القر...

#راضی_به_رضای_تو ۴۴انبیاء ، با اینکه موثرترین انسانهای تاریخ...

💚#پرسمان‌مهدوی ۴۲ افرادی هستند که در جوانی درک درستی از حقیق...

‏ شهروند عراقی: حاضرم تمام فرزندانم را فدای جمهوری اسلامی ای...

مولا بسازه…#ما_حالا_حالاها_با_شما_کار_داریم┄┅═☫ #من_طرفِ_شما...

اینم شد الگو😕#جمهوری_اسلامی_ایران #شهید_سید_علی_خامنه_ای #رض...

کاش بودی و کیف میکردی که چطور اون چند مسافر یمنی که در دیدار...

زنده بادآنکس که هستاز جانهوادار وطن...#ما_حالا_حالاها_با_شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط