RESPECT OR DIE : پارت هفتم

RESPECT OR DIE : پارت هفتم


ساعت ۱۱:۴۰ شب
نیلا برای چند لحظه به صفحه‌ی خاموش گوشی خیره ماند...

آدرس هنوز در ذهنش تکرار می‌شد...
اگر برای برادرش نبود...
پس جونگ‌کوک او را برای دیدن چه کسی فرستاده بود؟

ماشین را کنار خیابان متوقف کرد...
پاکت را دوباره باز کرد...
این بار متوجه چیزی شد که از قبل ندیده بود...

پشت برگه با جوهر مشکی فقط یک جمله نوشته شده بود:

«به هیچ‌کس اعتماد نکن.»

نیلا ابروهایش را در هم کشید...
— خیلی خوب...

برگه را داخل پاکت گذاشت و دوباره حرکت کرد....
چهل دقیقه بعد...
نیلا مقابل ساختمانی قدیمی توقف کرد.
ساختمان تقریباً متروکه به نظر می‌رسید...

نه نگهبانی...
نه ماشینی...
نه حتی چراغی روشن....

پیاده شد و اطرافش را نگاه کرد...
— اینجا دیگه کجاست؟
گوشی‌اش لرزید...

یک پیام از شماره‌ی ناشناس:

«طبقه‌ی سوم ، اتاق ۳۰۷»

نیلا چند ثانیه به پیام خیره ماند...
بعد نفس عمیقی کشید و وارد ساختمان شد...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

https://wisgoon.com/selin98/حمایت؟ 🩵🥹

https://wisgoon.com/rose1127/حمایت؟ 🫶🏻🫣

RESPECT OR DIE : پارت دهم نیلا جلو رفت و پوشه را باز کرد...چ...

RESPECT OR DIE : پارت ششم صدای قدم‌های نیلا در راهروی طولانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط