دیگر تحمل گذشته را ندارم..دلم بی طاقت میشود,,همانجور که د

دیگر تحمل گذشته را ندارم..دلم بی طاقت میشود,,همانجور که دل تو بی تاب من است..چه دعایی کرده ای که روانم برایت پر میزند..روحم بی تابت میشود..بوسه های از سر عشقت را میخواهم..موخامت..
دیدگاه ها (۳)

فدای تن خسته ات بانوی من...

دلم شدید تنگ شده برای چشمات...فدای نمناکی چشمات..به غم هایت ...

دلم برای صورت ماهت تنگ شده..دو که نشد,شیش زیر وین پرسه میزنم...

نگاهم به چهارچوب پنجره خشک میشود..منتظرم که نسیم خبری از تو ...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

قاصدک سوز نفس را تو میدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط