خسته ام از اینکه

خسته ام از اینکه
خواستم و نشد
دویدم و نرسیدم
اشک ریختم و آغوشی پناهگاه دل رنجورم نشد
دلی پر از درد داشتم
و کسی مرهم زخم هایش نشد
لبانم به ناسزاهای عاشقانه گشوده شد
مغزم پر شده از تصویر مبهم یک خیال
چشم هایم...
امان از چشم های بازیگرم
روزها سرد و بی تفاوت
شب ها ابری و بارانی
من به اندازه ی تمام شکوفه های بهاری
به اندازه ی تمام برگ های خفته
در بطن درخت خسته ام
بیشتر از تمام ابرهای خاکستری رنگ دلگیرم
پر از فریادم ...
حال من همچون مرغ دریایی است
که به خاطر یک اشتباه
بازیچه ی دست امواج شده است
حال من حال خوشی نیست
یک قدم مانده تا جنون....
تا پرواز
پرواز به سوی همان ابر پاییزی ..
خدایا هزینه ی سفر دلشکسته ها چند؟
دیدگاه ها (۱۱)

http://dl.melobit.com/mp3s/Pouya-Ghorse-Khab-320.mp3 یه جهان...

چـه از تــــو . . .دورم کـــرده اند کلمــــاتـــــ . . .کـــ...

سرمــــای کــــم ســـابقــــه ای . . .شهـــر را گرفتــــه اس...

چقـدر ســاده میشـد . . .در ایـن برفـــ . . .ردِ پـای دو نفــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط