تمام تنم میسوزداززخمهایی ک خوردم، من ازدست رفتم،،، شکستم،

تمام تنم میسوزداززخمهایی ک خوردم، من ازدست رفتم،،، شکستم،،، میفهمی؟؟ ب انتهای بودنم رسیده ام، امااشک نریختم،،، پنهان شده ام پشت لبخندی ک دردمیکند...
دیدگاه ها (۱)

خونه تکونیه عیدو از اینجا شروع کنیم

دیگر به هیچ کس اعتباری نیستخدایا.... بیا قدم بزنیم...باران ا...

برخیز،آغوشت را از صبح پر کن...آغاز شومانند روزهای آفتایی،جها...

هلاک این تیپشم....♥♥♥

سکوت پیستPart:⁶⁷نفسم توی سینه حبس شد!صدای قفل توی اون فضای ک...

نومیدی

قیافه شم مشخصهفقط خاهشا بعدش با گفتنه دوتا جمله مست بودم حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط