با دختره رفتــیم بیرون تـُـف کردم تو جوب ، چپ چپ نگام میک

با دختره رفتــیم بیرون تـُـف کردم تو جوب ، چپ چپ نگام میکنه،
گفتــم کارم زشـت بود؟
گفت پـَـَـ نَ پـَـَــــ حال کردم باهاش جوب بعــدی بزرگتــره ، بــ ری ن توش !!...
دیدگاه ها (۲)

شرممده فعالیت نمیکنم این چند وقت یا ب عبارتی این چند ماه من...

ترکم نکن

رمان دخت من

همسر غیره منتظره

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

part ۷

رومان عشق پنهانی (پارت6)

part 16

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط