Pt6
آره دیگه من رو تا ماتحححت کرد. انقدر که مست بود فک کنم ۲۰ راند رو رد کرد تو راند آخر دیگه بیهوش شدم.
پرش به صبح:
بیدار شدم دیدم لختم چرخیدم که جیمین رو هم لخت دیدم سریع چشمام رو بستم جیمین بغلم کرد
مینجی: نکن بزار بخوابم😒
جیمین:ببخشید مینجی😔
جیمین من رو پشت و رو کرد و شروع کرد به ماساژ دادن دلم کارش تموم شد و اینا بعد من رو چرخوند طرف خودش بعد بغلم کرد و دستاش رو حلقه کرد دورم
مینجی:گمشوووو تو خیر سرت برادرم بودیییی(بغض-داد)
جیمین:(شکم مینجی رو نیشگون گرفت) بس کن دیگه توهم اه
مینجی: خیلی خریییی ولی حیف خرررر که به تو تشبیه میشههههه
جیمین بلند شد و رفت من رو هم بلند کرد برد تو حموم اومد من رو بشوره
مینجی:لازم نکرده من رو بشوری✋برو خودت رو بشور اگه بلدی😒😒
کارام تموم شد رفتم بیرون لباسام رو پوشیدم و رفتمرتو آشپزخونه داشتم غذا درست میکردم که حالت تهوع گرفتم سریع مثل ججججت رفتم تو دستشویی گلاب به روتون😅بالا آوردم وقتی بهتر شدم رفتم پیش جیمین خواب بود
مینجی: جیمین.....جیمین بلند شو
جیمین: بله چی شده؟(خوابالود)
مینجی: پاشو بریم بیمارستان
جیمین: چرا؟براچی؟
مینجی: من...
ادامه دارد....
پارت بعد چند دقیقه دیگه میاد
پرش به صبح:
بیدار شدم دیدم لختم چرخیدم که جیمین رو هم لخت دیدم سریع چشمام رو بستم جیمین بغلم کرد
مینجی: نکن بزار بخوابم😒
جیمین:ببخشید مینجی😔
جیمین من رو پشت و رو کرد و شروع کرد به ماساژ دادن دلم کارش تموم شد و اینا بعد من رو چرخوند طرف خودش بعد بغلم کرد و دستاش رو حلقه کرد دورم
مینجی:گمشوووو تو خیر سرت برادرم بودیییی(بغض-داد)
جیمین:(شکم مینجی رو نیشگون گرفت) بس کن دیگه توهم اه
مینجی: خیلی خریییی ولی حیف خرررر که به تو تشبیه میشههههه
جیمین بلند شد و رفت من رو هم بلند کرد برد تو حموم اومد من رو بشوره
مینجی:لازم نکرده من رو بشوری✋برو خودت رو بشور اگه بلدی😒😒
کارام تموم شد رفتم بیرون لباسام رو پوشیدم و رفتمرتو آشپزخونه داشتم غذا درست میکردم که حالت تهوع گرفتم سریع مثل ججججت رفتم تو دستشویی گلاب به روتون😅بالا آوردم وقتی بهتر شدم رفتم پیش جیمین خواب بود
مینجی: جیمین.....جیمین بلند شو
جیمین: بله چی شده؟(خوابالود)
مینجی: پاشو بریم بیمارستان
جیمین: چرا؟براچی؟
مینجی: من...
ادامه دارد....
پارت بعد چند دقیقه دیگه میاد
- ۵۶۹
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط