"شب"

"شب"
ضجه‌ی "مردی ست"
تنها
میان‌‌ خروار ها‌
خاطرات
به جا مانده
از معشوقه اش
دیدگاه ها (۱۲)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

زندگی رقص نجیبی ستکه بر چشمه ی بودن جاریسترقص ِ یک شاپرک باز...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌📼 ׄ خانه در پس ‍ست ‌ ‌ ‌ ‌ ‌جهان در پیش‌رو، ‌ ‌ ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

فقط بعضی شب‌ها،میانِ سکوتِ خانه،ناگهان چیزی در دل آدم سنگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط