اسلاید دوم ونی که میگفت درش اتاماتیک بار میشه و وقتی درش

اسلاید دوم ونی که میگفت درش اتاماتیک بار میشه و وقتی درش باز میشه پلش هم اتاماتیک میاد پایین ستا صندلی عقب و ستا صندلی جلو هستن که صندلی ها روبه روی هم هستن


Name: My many years of lov
Part:①⑧

♡به منم این زدن هاتو یاد بده
☆باشه.. حالا بیا بریم خونه(با لبخند)
♡باشه

ویو میونگ
سوار ماشین شدیم راننده باهامون بود درست بگم سوار ون بودیم اونم اون خفناش دیدم کلی مشروب با لیوان اینور در بود برش داشتم برای هر دوتامون رختم نیونگ صندلی روبه رویم نشسته بود لیوان رو بهش دادم

♡به سلامتی
☆به سلامتی (لیوان هاشون رو میزنن به هم)

ویو رسیدن به عمارت

ویو میونگ
من و نیونگ خیلی مست کرده بودیم جوری که تلو تلو راه میرفتیم ولی در اتاماتیک باز شد با قیافه جدی تهیونگ و جنگکوک روبه رو شدیم که هر دوتامون زدیم زیر خنده

☆♡ههعهههههه چه قیافه ایه به خودتون گرفتین خخخخخخخ
~کوک
-هوم؟
~بهم لطف کن خواهرم رو تو بیار
- باشه ولی تو هم بهم لطف کن خواهرم رو تو بیار

کوک و ته ته هر دوتاشون رو میبرن اتاقشون

ویو میونگ
یهو زیر پام خالی شد دیدم داخل بغل کوکم بغلش گرم و بزرگ بود براید استایل بغلم کرده بود منم سرمو روی شونش گذاشتم دستمم دور گردنش حلقه کردم بغلش آرامش خاصی میداد وقتی رسیدیم اتاقم گذاشتم روی تخت و میخواست بره که دستشو گرفتم و خودم بلند شدم انداختمش روی تخت با تعجب بهم نگاه میکرد اومدم دستم گذاشتم دوطرف سرش و دوتا پام رو دوطرف پاش لdاش و چشمامو بستم دیدم که اونم همراهی کرد ولی اون ایندفعه منو انداخت روی تخت و روم خیمه زد و بعد شروع به dوسیدنم کرد

ادامه دارد
دیدگاه ها (۱۰)

Name: My many years of lovPart:①⑨اسلاید دوم لباسش البته اندا...

ame: My many years of lovPart:②⓪اسلاید دوم لباسی که عوض کرد☆...

قلب بالا یادت نره

زن تایلندی هم سریال کره ای دیده😂

my little mochi:part7یونگی ویو:منتظر حرف دیگه ای نموندم و رف...

pert= 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط