فصل سوم قسمت دوازده ستاره من
فصل سوم قسمت دوازده ستاره من
میکو : آخه احمق خب از همون اول پیش شیرینی فروشی وایمیستادی تا یه تاکسی رو ببینی اینجوری هم خیس نمیشدی
میکاگه : آره میکو راست میگه
آی : خب من از کجا میدونستم اونجا تاکسی پیدا میکنم؟؟
میکاگه : راست میگیا
میکو : اممم به اینجاش دقت نکرده بودممم
ایچیگو سایتو: حالا مهم نیست آی برو یه دوش بگیر خیسه خیسی
آی : باشه
بعد رفتن به داخل حموم:
آی : میگم رئیس شامپو و صابون ندارین؟
ایچیگو سایتو: ای وااییی یادم رفت بخرم
آی : الان من چجوری دوش بگیرم دقیقا؟؟؟؟
میکو : من میرم صابون و شامپو بخرم
ایچیگو سایتو: بدو بخر
میکو : باشه
بعد خریدن و اومدن به خونه:
میکو : آی بیا اینم صابون و شامپو
آی : مرسی خواهر
میکو : خواهش میکنم
بعد از دوش گرفتن:
آی : خب حسابی خسته ام
ایچیگو سایتو : برو بگیر بخواب ساعت ده شبه باید برای مدرسه پاشی
آی : باشه رئیس
میاکو سان : سلام آی خوبی؟
آی : آره خوبم
میاکو سان : غذا میخوری؟ تازه دوساعت پیش درست کرده بودم
آی : آره حسابی گرسنه هم بودم
میاکو سان : پس برو بخور حواست باشه بی سروصدا بخوری آخه بقیه خوابن بیدار میشن منم خسته ام میخوام برم بخوابم
آی : باشه
بعد از رسیدن به آشپز خونه:
آی : خوب برم یچیزی بخورم این که سرده بزارمش تو ماکروفر گرمش کنم
بعد گذاشتن در ماکروفر :
بمبببببببببببب
آی : واییی نه ترکید ماکروفر رئیس الان رئیس منو میکشه
ایچیگو سایتو : یا قمر بنی هاشممممممم چیشده چه خبر شده ؟
میکو : یا خود دوازده تا اماممممم چیشدددهههه؟
میکاگه: یا ابوطالببببب چیشدههههههه؟
میاکو سان: یا خود خدااااااا چه خبر شدههههههه؟
همه باهم اومدن آشپز خونه:
آی : ههههه ببخشید رئیس ماکروفرتون خراب شد
ایچیگو سایتو: آیییییییییییییییی من تو یکی رو میکشممممممممممممم
میکو : روانی ما خوابیممممم
میکاگه : ای خدااا یلحظه فکر کردم دزد اومده خونه مون آی میکشمتتتتتتتت
میاکو سان : حسشو میکردم که اینجوری شه واسه همینه گفتم بی سر و صدا باش آی خانوم......... ادامه دارد
میکو : آخه احمق خب از همون اول پیش شیرینی فروشی وایمیستادی تا یه تاکسی رو ببینی اینجوری هم خیس نمیشدی
میکاگه : آره میکو راست میگه
آی : خب من از کجا میدونستم اونجا تاکسی پیدا میکنم؟؟
میکاگه : راست میگیا
میکو : اممم به اینجاش دقت نکرده بودممم
ایچیگو سایتو: حالا مهم نیست آی برو یه دوش بگیر خیسه خیسی
آی : باشه
بعد رفتن به داخل حموم:
آی : میگم رئیس شامپو و صابون ندارین؟
ایچیگو سایتو: ای وااییی یادم رفت بخرم
آی : الان من چجوری دوش بگیرم دقیقا؟؟؟؟
میکو : من میرم صابون و شامپو بخرم
ایچیگو سایتو: بدو بخر
میکو : باشه
بعد خریدن و اومدن به خونه:
میکو : آی بیا اینم صابون و شامپو
آی : مرسی خواهر
میکو : خواهش میکنم
بعد از دوش گرفتن:
آی : خب حسابی خسته ام
ایچیگو سایتو : برو بگیر بخواب ساعت ده شبه باید برای مدرسه پاشی
آی : باشه رئیس
میاکو سان : سلام آی خوبی؟
آی : آره خوبم
میاکو سان : غذا میخوری؟ تازه دوساعت پیش درست کرده بودم
آی : آره حسابی گرسنه هم بودم
میاکو سان : پس برو بخور حواست باشه بی سروصدا بخوری آخه بقیه خوابن بیدار میشن منم خسته ام میخوام برم بخوابم
آی : باشه
بعد از رسیدن به آشپز خونه:
آی : خوب برم یچیزی بخورم این که سرده بزارمش تو ماکروفر گرمش کنم
بعد گذاشتن در ماکروفر :
بمبببببببببببب
آی : واییی نه ترکید ماکروفر رئیس الان رئیس منو میکشه
ایچیگو سایتو : یا قمر بنی هاشممممممم چیشده چه خبر شده ؟
میکو : یا خود دوازده تا اماممممم چیشدددهههه؟
میکاگه: یا ابوطالببببب چیشدههههههه؟
میاکو سان: یا خود خدااااااا چه خبر شدههههههه؟
همه باهم اومدن آشپز خونه:
آی : ههههه ببخشید رئیس ماکروفرتون خراب شد
ایچیگو سایتو: آیییییییییییییییی من تو یکی رو میکشممممممممممممم
میکو : روانی ما خوابیممممم
میکاگه : ای خدااا یلحظه فکر کردم دزد اومده خونه مون آی میکشمتتتتتتتت
میاکو سان : حسشو میکردم که اینجوری شه واسه همینه گفتم بی سر و صدا باش آی خانوم......... ادامه دارد
- ۲.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط