اربعین که میآید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولا
اربعین که میآید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی گره میخورند. این روز، تنها یک تقویمِ سوگوار نیست؛ بلکه موسمِ «بهسویِ تو آمدن» است.
میدانی؟ اربعین یعنی آن لحظهای که دلِ بیپناهِ زائر، بعد از چهل روز دوری، به دیواری میرسد که بویِ عطرِ سیب میدهد. این پیادهروی، فقط راه رفتنِ پاها نیست؛ رژه رفتنِ روح است بر رویِ خاطراتِ غبارآلودِ یک تاریخ. انگار هر قدم که برمیداری، بخشی از دردهایت را در خاکِ تشنهی جاده جا میگذاری تا سبکتر به آستانهی عشق برسی.
وقتی زائر به آن عمودهای بیانتها نگاه میکند، دیگر زمان معنا ندارد. گویی زمان در واقعهی کربلا متوقف شده و حالا، هزاران هزار عاشق، آمدهاند تا بگویند: «آقا جان! اگر آن روزِ سخت نبودیم که یاریتان کنیم، حالا آمدهایم تا با همین پاهایِ تاولزده و همین چشمانِ خیس، شاهدِ مظلومیتتان باشیم.
در اربعین، هوا سنگین است؛ سنگین از «ای کاشها»، از «ای کاش بودمها». هر کس که میآید، انگار تکهای از قلبش را در مسیر جا گذاشته؛ یکی برایِ دلتنگیهایش میآید، یکی برایِ بخشش، و یکی هم فقط میآید تا برایِ یک بار هم که شده، در هوایِ کسی نفس بکشد که تمامِ داراییاش را در راهِ خدا بخشید.
شبهایِ اربعین، وقتی نسیمِ کربلا به صورتِ خستهی زائر میخورد، دیگر هیچ دردی باقی نمیماند. همهی زخمها التیام مییابد و تنها چیزی که میماند، سکوتی است که در آن، خدا با زبانِ دلِ عاشق حرف میزند.
اربعین یعنی همین؛ یعنی دستهایِ خالی را به آسمان بلند کنی و بگویی: «من چیزی ندارم، جز اشکی که نذرِ راهِ تو کردم… من آمدم تا بگویم حتی در نبودنت، قلبم هنوز با نامِ تو میتپد.»
التماسِ دعایِ ویژهیِ تمامِ دلهایِ شکستهیِ راهی و جامانده
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤
#السلام_علیک_یا_قمر_بنی_هاشم🖤
#السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان (عج) 🖤
#محرم
#اربعین
میدانی؟ اربعین یعنی آن لحظهای که دلِ بیپناهِ زائر، بعد از چهل روز دوری، به دیواری میرسد که بویِ عطرِ سیب میدهد. این پیادهروی، فقط راه رفتنِ پاها نیست؛ رژه رفتنِ روح است بر رویِ خاطراتِ غبارآلودِ یک تاریخ. انگار هر قدم که برمیداری، بخشی از دردهایت را در خاکِ تشنهی جاده جا میگذاری تا سبکتر به آستانهی عشق برسی.
وقتی زائر به آن عمودهای بیانتها نگاه میکند، دیگر زمان معنا ندارد. گویی زمان در واقعهی کربلا متوقف شده و حالا، هزاران هزار عاشق، آمدهاند تا بگویند: «آقا جان! اگر آن روزِ سخت نبودیم که یاریتان کنیم، حالا آمدهایم تا با همین پاهایِ تاولزده و همین چشمانِ خیس، شاهدِ مظلومیتتان باشیم.
در اربعین، هوا سنگین است؛ سنگین از «ای کاشها»، از «ای کاش بودمها». هر کس که میآید، انگار تکهای از قلبش را در مسیر جا گذاشته؛ یکی برایِ دلتنگیهایش میآید، یکی برایِ بخشش، و یکی هم فقط میآید تا برایِ یک بار هم که شده، در هوایِ کسی نفس بکشد که تمامِ داراییاش را در راهِ خدا بخشید.
شبهایِ اربعین، وقتی نسیمِ کربلا به صورتِ خستهی زائر میخورد، دیگر هیچ دردی باقی نمیماند. همهی زخمها التیام مییابد و تنها چیزی که میماند، سکوتی است که در آن، خدا با زبانِ دلِ عاشق حرف میزند.
اربعین یعنی همین؛ یعنی دستهایِ خالی را به آسمان بلند کنی و بگویی: «من چیزی ندارم، جز اشکی که نذرِ راهِ تو کردم… من آمدم تا بگویم حتی در نبودنت، قلبم هنوز با نامِ تو میتپد.»
التماسِ دعایِ ویژهیِ تمامِ دلهایِ شکستهیِ راهی و جامانده
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤
#السلام_علیک_یا_قمر_بنی_هاشم🖤
#السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان (عج) 🖤
#محرم
#اربعین
- ۴۳۹
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط