بر روی دوشم زد

بر روی دوشم زد
آرام کنار گوشم گفت:
چترت را ببند مگر نمی بینی !!!!!!!!!!!
باران خیلی وقتست تمام شده
وتو هنوز از ترس زیر چتر پنهان شدی
لذت باران را گم کرده ای
نگاه کن
چقدر خسته ای........
دیدگاه ها (۱)

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه ان...

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربان...

ما همه فرزندان آدم و حوائیم! سیب بهانه ای بیش نبود... وس...

آدما.......... گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

قسمت هشت

پارت ۱۵ دو روز بعد...رابطه‌ی آریانا و جونگ‌کوک هنوز مثل قبل ...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط