این شبایی که سرد و غمگینم

این شبایی که سرد و غمگینم
بی تو با خاطرات سر میشه
توو بغل غصه هامو می گیرم
صورتم جای گونه تر میشه

عاشقت بودمو تو با حرفات
قصه گفتی یه جور پیچوندی
از همین قصه ی تو واموندم
رفتی و زندگیمو سوزوندی

یکه خورد از منو تو از غمه عشق
تا نگاهش به قلبم افتاد
بغض کردم سکوت حاکم شد
قرص اعصابِ درد دکتر داد

کیه کهِ حال ما رو می فهمه
درد دارهِ چقدر تنهایی
گفته باشم که بی تو می میرم
می کنه این غصه هام رسوایی

تا که من از عشق درد و در دارم
از تو از شهر غصه دلگیرم
من که دق کردمو نمی بینی
این شبا نیستی و می میرم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

قصه ی پر غصه ی هر بینوا دق می دهدبا تمسخر بینوا را آشنا دق م...

گفتنی نیست، اگر شرح دهم حالم رامی کند دق همه کس بشنود احوالم...

گفتنی نیست، اگر شرح دهم حالم رامی کند دق همه کس بشنود احوالم...

گفتنی نیست، اگر شرح دهم حالم رامی کند دق همه کس بشنود احوالم...

گفتنی نیست، اگر شرح دهم حالم رامی کند دق همه کس بشنود احوالم...

گفتنی نیست، اگر شرح دهم حالم رامی کند دق همه کس بشنود احوالم...

دارم از دردِ نبودت غصه ها،صد آفرینمی شوم هرشب به دردی مبتلا،...

دارم از دردِ نبودت غصه ها،صد آفرینمی شوم هرشب به دردی مبتلا،...

دارم از دردِ نبودت غصه ها،صد آفرینمی شوم هرشب به دردی مبتلا،...

دارم از دردِ نبودت غصه ها،صد آفرینمی شوم هرشب به دردی مبتلا،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط