یکشنبه95/3/23ساعت12:16

یکشنبه95/3/23ساعت12:16

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید؛ به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست، به ما ربطی ندارد!

ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را که آنجا بود گزید. از مرغ برایش سوپ درست کردند؛ و گوسفند را برای عیادت کنندگان از زن مزرعه دار سر بریدند. زن مزرعه دار زنده نماند و مرد. گاو را برای مراسم ترحیم کشتند

و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد
دیدگاه ها (۶۵)

دوشنبه95/3/24ساعت11:10در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دید...

سه شنبه95/3/25ساعت11:30ﺍﺯ بزرگی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : راز این امیدواری و...

شنبه95/3/22ساعت11:28ﻳﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ دو ساله، ﺗﻮﻯ ﻳﻜ...

جمعه95/3/21ساعت17:50جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط