من ندارم سر یأس

من ندارم سر یأس
با امیدی که مرا حوصله داد
باد بگذار بپیچد با شب
بید بگذار برقصد با باد

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شدوز حسرت او ...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط