میشود روزی عزیزت من شوم؟

میشود روزی عزیزت من شوم؟
قاب عکس روی میزت من شوم؟

با نگاهی من به آغوشت کنم؟
دستهایم حلقه بر دوشت کنم؟

وقت غم با خنده آرامت کنم؟
روی قلب عاشقم خامت کنم؟

مست احساس لطیفت من شوم؟
 محو چشمان عفیفت من شوم؟

یاس خوشرنگ لبت بوسیدنی
تا سحر خوانم ز شوقت مثنوی

یار خوبم ، آسمان تقدیم تو
قلب پاک عاشقان، تقدیم تو

بی من از فردا تو رویایی نخواه
عشق را در عمق قلبم کن نگاه

دفتر شعرم دگر تقویم نیست
برگ آن بر بارشی تسلیم نیست

تا تو را دارم به سر فصل دلم
قهرمان قصه هات هستم
🍃 🌸
دیدگاه ها (۴)

بــرســر شـانہ ات آرام تریــن بی تابمبــادوچشــم تـرخــود خی...

از حکیمی پرسیدند:معنی زن چیست؟با تبّسم گفت: لوحی از شیشه است...

ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐــﻪ ﺣﺘــﯽروزےدلش برﺍےصداےقــدﻣﻬﺎﯾ...

می‌خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند.ستایش کردم ، گفتند خرافا...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط