پیراهنی از برگ گل، ، ، ، ،

پیراهنی از برگ گل، ، ، ، ،

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن...

ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند

# پیراهنی از برگ گل از بهر یارم دوختم،

از بس لطیف است آن بدن،

ترسم که آزارش کند

# ای آفتاب آهسته تر...

پا درحریم یار من! ترسم صدای پای تو،

خواب است و بیدارش کند

# پروانه امشب پر نزن...

اندر حریم یار من، ترسم صدای شه

پرت قدری دل آزارش کند..


# فریدون مشیری #
دیدگاه ها (۵)

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺧﻮﺑﯽ ؟ !ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟــــ♡ـــﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ!!!ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ...

باز باران با ترانــــــــه ،گریه هایم بی بهانـــــــــه ،می ...

هـــــــوا...هـــــــوای غـــــــــــــــــــــــــــم استهـ...

♣اللّهُــــــــمَ صَــــــلِّ علـــــــی مُحَمــــــــَّدٍ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط