لجبازی

"لجبازی"
part:20


ا.ت:من باید همین الان برم دستشویی
جیمین: چطور؟ شاشت میاد.

از خجالت سرخ شدم آخه اون چه مرگشه. نمی‌دونم چرا امروز خیلی بی ادب شده بودم خودمم دست کمی ازش نداشتم.

ا.ت:ببخشید که ما مثل شما از دستشویی استفاده نمیکنیم

بچه ها زدن زیر خنده، اخم وحشتناکی کرد و رفت سمت میزش
ا.ت:آقای پارک من باید همین الان برم

واقعا داشتم حس میکردم ، از لای پاک داره میاد پایین جدی و سرد گفت:
جیمین:گفتم نه

سریع رفتم سمته در خواستم پام رو از کلاس بزارم بیرون که با حرفش ایستادم.
جیمین: نوک انگشتت از این در بره بیرون اخراجی.
بغضم گرفته بود الان آبروم می‌ره
ا.ت:آقای پارک.

فقط خون سرد نگاهم میکرد که گرمای خون رو حس کردم که به پایین میومد،همه داشتن با بهت و تعجب نگاهم میکردن،سرخ شدم و بغضم شکست و قطرات اشکم اومدن روی گونه هام

همه جا خورده بودن یهو زنگ خورد خجالت می‌کشیدم از جلوی اون همه آدم با این وضعم رد بشم برم دستشویی بدنم میلرزید جیمین بلند شد و اومد سمتم کتش رو درآورد و جلوم وایساد و دور کمرم گرش زد

جیمین: دنبالم بیا

آب دماغم رو کشیدم بالا رفت و منم دنبالش میرفتم،داشت به سمت دفترش می‌رفت حتما میخواست از سرویس توی دفترش استفاده کنم.....وارد دفترش شدیم.

جیمین:سرویس اون تَهِ

رفتم سمت دستشویی و درش رو بستم،کتش رو دور کمرم باز کردم و گذاشتمش روی چوب لباسی و مشغول پاک کردن خون لای پام شدم، چه گندی زدم واییی یادم رفته بود با خودم پد بهداشتی بیارم حالا چیکار کنم با خجالت یکم در دستشویی رو باز کردم.

ا.ت:ببخشید.
جیمین: چی شده؟
ا.ت:من یادم رفت پد بیارم با خودم.

خجالت زده سرمو انداختم پایین،بیخیال اون که همه چی رو دید.
جیمین: تو کیفته؟.
ا.ت:اره

سریع از دفتر خارج شد
شروع کردم به کندن پوست لبم می‌ترسیدم و استرس داشتم بعد از چند دقیقه در باز شد و اومد تو

جیمین: بیا

دست کرد تو کیفم سرخ شدم و اومد سمتم و یه پد دستش بود با خجالت از دستش گرفتم و همه چیرو اوکی کردم...
از سرویس اومد بیرون و با احتیاط به دور برم نگاه کردم.

جیمین:داری دنبال من میگردی
ا.ت:اوه بله(خجالت)
جیمین:مثل اینکه امروز هم باید بری خونتون ولی میدونی چیه منم دارم میرم خونه جدیدم
ا.ت:منظورت بغل خونه ما عه
جیمین:آره پاشو با هم بریم

ادامه دارد.....
شرط
لایک:۳۲

#بی_تی_اس #نامجون #جین #شوگا #یونگی #اگوست_دی #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #کیدراما
دیدگاه ها (۴۵)

"لجبازی"part:21ا.ت:بریمرسیدیم دم در خونه البته چون خود جیمین...

Meh Elud Lake پارت ۷ ... : ای بابا .... : پسره خیلی جوونتر ...

"لجبازی"part:19ویو فردابا حرص نگاهم رو دوختم به تخته.ا.ت:آقا...

"لجبازی"part:18جیمین اومد تو جیمین:خب بچه ها برنامه ها تون ر...

پارت 12خون تو رگام جم شد....ویو جونگکوک یه نفس عمیق کشیدم بع...

🖤مافیای من🖤

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط