• ری اکشن بلولاک •
• ری اکشن بلولاک •
*موضوع* اگه بهمون خیانت کنن
اینجوری باشه که دختره رو آوردن خونه و ما نبودیم و بعد که میایم میبینیم که تو اتاق دارن همو میبوسن (درخواستی)
○ایساگی : سریع دختره رو پرت میکنه سرخ😳 میشه و میاد سمتت و میگه "بخدا اونجوری که فکر میکنی نیست" ایساگی سعی میکنه دستتو بگیره ولی تو دستشو پس میزنی و رو تو بر میگردونی و ایساگی اعصابش خورد میشه و سریع میچسبونت به دیوار و میبوستت.
○رین : وقتی دیدت خواست از دختره فاصله بگیره تت برات توضیح بده ولی دختره نزاشت و اونم مجبور بود ببوستش . تو هم این صحنه رو که دیدی با عصبانیت محل رو ترک کردی و رین بعدش یکم عذاب وجدان داشت ولی فراموش کرد و دنبالت نیومد.😑
○سائه : تو رو که دید بیشتر به دختره چسبید و به تو توجه نکرد (حرومزاده_😒) و تو هم گریه ات گرف و فرار کردی
○شیدو : تو رو که دید با پوزخند گف "میخوای بهمون ملحق شی😏؟" تو خواستی محکم بزنی تو صورتش که شیدو دوتا تونو (اهممم اهممم)
چقد حرومزاده ستتتتت بد بختتتت
○کاراسو : تو رو که دید پوزخند زد🙂↔️ و دختره رو بیشتر به خودش نزدیک کرد و به تو گف "نمیبینی سرمون شلوغه؟" (ده آخه آشغالللل عوضییییییی پدصگگ...)
○ناگی : با همون حالت خسته و ناز همیشه گیش دستشو کرد لا موهای دختره و عمیق تر بوسش کرد تا لج تو رو در بیاره 😑(ولم کنین تو رو خدااااا)
○رئو : بادیگارد ها اجازه ندادن بیای تو اتاق و قضیه رو برات گفتن و تو هم رابطه تو با رئو تموم کردی و از همه جا ریپورت و بلاکش کردی (ایزی👍) ولی تا ۳ سال افسرده بودی😑
○باچیرا : از دختره دور شد ولی با خنده بهت نگاه کرد و گفت "ببخشید🫠" تو خواستی بری که دستتو گرف و با لحنی جدی گف "به هیچ کس نمیگی" و رفت پیش دختره و همو مالیدن... (آقااااااا.. نزار دهنم باز شه🤬)
○چارلز : دستشو گذاشت بین صورت خودشو و دختره و رفت عقب تا تو نبینیشون ولی راحت کار خودشو کرد و تو تاقت دیدنشون رو نداشتی فرار کردی با گریهههه ( الهی ولش کن عوضیه🙂↔️)
○چیگیری : وقتی درو باز کردی چیگیری سریع دختره رو ول کرد و اومد در و بست و گفت"فعلا کار دارم" و رفت دختره رو بوسید و تو از لای در نگاشون کردی و چیگیری فهمید و بهت fuck you داد (عوضیییی بره بمیره😤)
○بانی : قبل از اینکه بیای فهمید برا همین از دختره فاصله گرف و اومد پیش تو و لبخند زد و قضیه رو گف بعدش هم گف "میشه تنهامون بزاری؟"😒 تو هم لبخند زدی و محل و ترک کردی و تا صبح گریه کردیییییی
○آریو : متوجه نشد تو اومدی برا همین کار خودشو کرد و تو سریع رفتی جلو گفتی "اریو داری چه غلطی میکنیییییی😡" آریو فریبنده گف "مزاحم نشو" و با دستش اشاره کرد به در که بری بیرون
○یوکیمیا : در حال بوسیدن بود برا همین واکنشن نشون نداد ولی بعدش که دید بغض کردی اومد نزدیکت و خودش پرتت کرد بیرون از اتاق (از کون آویزونت میکنممم خودم😤)
○نس : از خجالت سرخخخ شد دختره رو ول کرد ولی دختره خواست بیاد نزدیکتر😢 اما نس گف "الان نه لطفا..." اومد ازت عذر خواهی کنه که تو یدونه زدی تو صورتش و رفتی
○کایزر : وقتی دختره رو دیدی که داشت نزدیک صورت کایزر میرفت سریع رفتی جلو و دختره رو هل دادی ولی کایزر اومد دستتو گرف و گف "ولش کن" .و تو انقدر ناراحت شدی گریه کردی و دختره پوزخند زد کایزر هم دلش یکم برات سوخت ولی برای اینکه ضایع نشه طرف دختره رو گرفت🙄 و به کارش ادامه داد .(پددصگگگگگ)
ببخشید که ریدمم🫤...
سر این خیلیییییی حرص خوردممم داداششش
*موضوع* اگه بهمون خیانت کنن
اینجوری باشه که دختره رو آوردن خونه و ما نبودیم و بعد که میایم میبینیم که تو اتاق دارن همو میبوسن (درخواستی)
○ایساگی : سریع دختره رو پرت میکنه سرخ😳 میشه و میاد سمتت و میگه "بخدا اونجوری که فکر میکنی نیست" ایساگی سعی میکنه دستتو بگیره ولی تو دستشو پس میزنی و رو تو بر میگردونی و ایساگی اعصابش خورد میشه و سریع میچسبونت به دیوار و میبوستت.
○رین : وقتی دیدت خواست از دختره فاصله بگیره تت برات توضیح بده ولی دختره نزاشت و اونم مجبور بود ببوستش . تو هم این صحنه رو که دیدی با عصبانیت محل رو ترک کردی و رین بعدش یکم عذاب وجدان داشت ولی فراموش کرد و دنبالت نیومد.😑
○سائه : تو رو که دید بیشتر به دختره چسبید و به تو توجه نکرد (حرومزاده_😒) و تو هم گریه ات گرف و فرار کردی
○شیدو : تو رو که دید با پوزخند گف "میخوای بهمون ملحق شی😏؟" تو خواستی محکم بزنی تو صورتش که شیدو دوتا تونو (اهممم اهممم)
چقد حرومزاده ستتتتت بد بختتتت
○کاراسو : تو رو که دید پوزخند زد🙂↔️ و دختره رو بیشتر به خودش نزدیک کرد و به تو گف "نمیبینی سرمون شلوغه؟" (ده آخه آشغالللل عوضییییییی پدصگگ...)
○ناگی : با همون حالت خسته و ناز همیشه گیش دستشو کرد لا موهای دختره و عمیق تر بوسش کرد تا لج تو رو در بیاره 😑(ولم کنین تو رو خدااااا)
○رئو : بادیگارد ها اجازه ندادن بیای تو اتاق و قضیه رو برات گفتن و تو هم رابطه تو با رئو تموم کردی و از همه جا ریپورت و بلاکش کردی (ایزی👍) ولی تا ۳ سال افسرده بودی😑
○باچیرا : از دختره دور شد ولی با خنده بهت نگاه کرد و گفت "ببخشید🫠" تو خواستی بری که دستتو گرف و با لحنی جدی گف "به هیچ کس نمیگی" و رفت پیش دختره و همو مالیدن... (آقااااااا.. نزار دهنم باز شه🤬)
○چارلز : دستشو گذاشت بین صورت خودشو و دختره و رفت عقب تا تو نبینیشون ولی راحت کار خودشو کرد و تو تاقت دیدنشون رو نداشتی فرار کردی با گریهههه ( الهی ولش کن عوضیه🙂↔️)
○چیگیری : وقتی درو باز کردی چیگیری سریع دختره رو ول کرد و اومد در و بست و گفت"فعلا کار دارم" و رفت دختره رو بوسید و تو از لای در نگاشون کردی و چیگیری فهمید و بهت fuck you داد (عوضیییی بره بمیره😤)
○بانی : قبل از اینکه بیای فهمید برا همین از دختره فاصله گرف و اومد پیش تو و لبخند زد و قضیه رو گف بعدش هم گف "میشه تنهامون بزاری؟"😒 تو هم لبخند زدی و محل و ترک کردی و تا صبح گریه کردیییییی
○آریو : متوجه نشد تو اومدی برا همین کار خودشو کرد و تو سریع رفتی جلو گفتی "اریو داری چه غلطی میکنیییییی😡" آریو فریبنده گف "مزاحم نشو" و با دستش اشاره کرد به در که بری بیرون
○یوکیمیا : در حال بوسیدن بود برا همین واکنشن نشون نداد ولی بعدش که دید بغض کردی اومد نزدیکت و خودش پرتت کرد بیرون از اتاق (از کون آویزونت میکنممم خودم😤)
○نس : از خجالت سرخخخ شد دختره رو ول کرد ولی دختره خواست بیاد نزدیکتر😢 اما نس گف "الان نه لطفا..." اومد ازت عذر خواهی کنه که تو یدونه زدی تو صورتش و رفتی
○کایزر : وقتی دختره رو دیدی که داشت نزدیک صورت کایزر میرفت سریع رفتی جلو و دختره رو هل دادی ولی کایزر اومد دستتو گرف و گف "ولش کن" .و تو انقدر ناراحت شدی گریه کردی و دختره پوزخند زد کایزر هم دلش یکم برات سوخت ولی برای اینکه ضایع نشه طرف دختره رو گرفت🙄 و به کارش ادامه داد .(پددصگگگگگ)
ببخشید که ریدمم🫤...
سر این خیلیییییی حرص خوردممم داداششش
- ۱.۳k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط