بی تو حتی لحظه ای هم فکر باران نیستم

بی تو حتی لحظه ای هم فکر باران نیستم
تشنه ام اما بدنبال زمستان نیستم

در تنور داغ تنهایی، اجاقی ساختم
گرچه میسوزم ولی دیگر پشیمان نیستم

بسکه سوزاندی مرا با نیش هایت، بیشمار
خسته ام از درد و اما فکر درمان نیستم

تو همان بودی که میگفتی به من دلبسته ای
اهل پرواز و هوای دیگرستان نیستم

کوچه راهی هستم اما با چه سرعت میروی!
من برای این تردد ها خیابان نیستم

با همه جز من چه رفتار خوشی را داشتی!
من مگر آدم نبودم یا که انسان نیستم!

شاید از چشم تو گم باشم ولی این روزها
پیش چشمان خدای عشق پنهان نیستم
دیدگاه ها (۳)

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت غرق محال می شوم ، خام دوباره...

ساز دل گفت که تو زمزمه ی ناب منیصدف قعر دلی،گوهر جذاب منیشیو...

قسم به حضرت چشمت گناه خواهم کردحریم قلب تو را قبله گاه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط