از گل شنیدم بوی او

از گل شنیدم بوی او
مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او
در کوی جان
منزل کنم.......

#عاشقانہ
دیدگاه ها (۷)

‌آدمی نیست که عاشق نشود فصلِ #بهارهر گیاهی که به نوروز نجُنب...

منگر بـه هر گـدایـی کــه تو خاص از آنِ مـاییمفـروش خویـش ا...

شعر و شمع و شکر و بوی گل و باد #بهارمی و معشوق و دف و رود و ...

گل‌های روسری‌ات راکجای این شهر تکانده‌ای؟که در تمام خیابان‌ه...

مهر پاکان در میان جان نشان     دل مده الا به مهر دل خوشان‌‌ ...

همیشه به بخش روشن تر زندگی نگاه کنیددرست مانند گل آفتابگردان...

بادِ امید می‌وَزد از سوی یارغم برود، شاد شود روزگارگرچه امرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط