از گردش این عقربه ها خسته شدم
از گردش این عقربه ها خسته شدم
از رفتن وقتم به خطا خسته شدم
بیهوده در این شهر قدم می زنم و
از اینکه ندیدم آشنا خسته شدم
پیدا نشد آن چهره که منظور من است
از گشتن بین چهره ها خسته شدم
از اینکه کسی نیست بفهمد این درد
دردم شده بغض بی صدا خسته شدم
از رفتن وقتم به خطا خسته شدم
بیهوده در این شهر قدم می زنم و
از اینکه ندیدم آشنا خسته شدم
پیدا نشد آن چهره که منظور من است
از گشتن بین چهره ها خسته شدم
از اینکه کسی نیست بفهمد این درد
دردم شده بغض بی صدا خسته شدم
- ۲.۹k
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط