با چشمون خیس

بــا چـشــمون خـــیـــس

دنـبـالِ سنـگ قـبـرم مـیـگـشـت

امـا یـادش نـبـود روزے ڪــه

بهم گـفت :

گــورتو گُم ڪـــن ..
دیدگاه ها (۲)

من عادت کرده امهر صبحقبل از باز شدن چشم هایمدوستت داشته باشم...

دختر قوی اونیه که امروز طوری بخنده که انگار نه انگار دیشب گر...

بـپــر مـــشــتـیـدردشـ یـهــ لـحـظـــســبــعـدشـ یـــهـــ د...

من مطمئنم که اعضای بدن هم عاشق میشوندمثلا همین حافظهچطور است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط