.

.
سرم را روی دستانم میگذارم...
.
ده،بی،سی،چل...
.
می رود تا قایم شود!!!
.
صدای دور شدنش را میشنوم، هراسان چشمانم را باز میکنم...
.
پشت تمام فاصله ها را گشتم، تو نبودی...
.
خودت را نشان بده، باز هم تو بردی!!
.
سُک سُک
.
و من با لبخندی تلخ میروم تا برای همیشه قایم شوم
.
دیدگاه ها (۴)

.عزیز میگه ...خوشگلی ...فقط مال چند هفته ی اول زندگیه...میگه...

زندگی را ورق بزن... هر فصلش را خوب بخوان... با بهار برقص...ب...

آوار می شود بر سرمتنهایی هایی را که با رفتنت برایم به ارث گذ...

کاش به زنی که عاشق است می آموختند که چگونه انتقام بگیرد!غمگی...

چپتر هفتمدروغ شیرین مطمئن تو از من هم بهتر میشی یک دختر فوق ...

ظهر است و نور از پنجرهٔ سالن به درون پذیرایی می‌تابد و به ات...

اعتماد پارت|۲۵|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط