تهاون روزداشتم رد میشدم در اتاقش باز بود صداشو شنیدم داش

ته:اون روزداشتم رد میشدم در اتاقش باز بود صداشو شنیدم داشت با خودش حرف میزد نزدیک تر هم که شدم
ات:من عاشقش شدم ولی اون منو به چشم خواهرش میبینه یعنی بگم به
ته:بعد شنیدن این حرف مطمعا شدم اون عاشق یکیمونه
جیمین:یعنی کدوممون؟
که ات اومدو ما هم رفتیم رو استیجو اجراع کردیم ساعت ۱0 شب بود تموم کردیم که..
ات:ارمی های محترم منو میشناسین دیگه من همون دختری هستم که به سرپرستی گرفته شدم میخوام جلوی همه ی شما به عشقم اعتراف کنم ته اوپا تو همون عشقی هستی که من از ۱۲ سالگیم عاشقت بودم
سارانگه تهیونگ شیییی *میپره بغلش*
ته:گس.. پس اون عشقت من بودم اره؟
ات:کدوم چی؟
ته:هیچی
جین:خب فکر کنم ما باید ازش دل بکنیم*روبه نامجون*
نامی:درسته
کوک:گریه....
نامی:کوک اشکال نداره اروم باش
تهو ات هم بعد اینکه رفتن خونه دو هفته بعد ازدواج کردنو یه ۶ ماه بعد هم عروسی کردنو به خوبی خوشی زندگی کردن
دیدگاه ها (۰)

قراره اف بزنم زود برمیگردم پیشتون

پروفم عوض شد تا وقتی ان بزنم همینه

ات ویوصبح با صدای اشنایی بیدار شدم ته داشت صدام میکرد بیدار ...

نامجون اوپااااااا happy birthday 🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳تولدت رو بینها...

فیک نامجون پارت هشتم (میکاپ آرتیست)

playmate.p54

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط