مولای غریبم

مولای غریبم
ما چشم براهان بیقرار
دیرگاهی است که همچون زورقی شکسته
اسیر امواج پُرتلاطم اندوهیم ...

عمری‌ است که
حسرت داشتن یک ساحل امن
و یک جان پناهی آرام
بر دوشِ دل‌هایمان سنگینی می‌کند ...

... و تنها تویی که می توانی
این امواج بلاخیز را فرو بنشانی و زنگار
اندوه را از قلب‌هایمان بزدایی ...


▫️اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۰)

این بار از اقیانوسی بی کران خسته تر از همیشه با تو سخن می گو...

همایون عزیزی شاعر افغانستانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط