داستان گربه را دم حجله کشتن - داستان گربه را دم حجله کشتن

داستان گربه را دم حجله کشتن - داستان گربه را دم حجله کشتن
داستان کوتاه
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و.... چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار.
دیدگاه ها (۲۰)

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

‌♨️ مهاجرانی: لوایح پالرمو و CFT را در راستای منافع خودمان د...

داستان گربه را دم حجله کشتنداستان کوتاهمیگویند در ایام قدیم ...

دخترا نخونن داستان گربه را دم حجله کشتن میگویند در ایام قدیم...

حکایت گربه‌ را دم‌ حجله کشتنمیگویند در ایام قدیم دختری تندخو...

#بدانیم..داستان گربه را دم حجله کشتنمیگویند در ایام قدیم دخت...

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هی...

قضیه ی گربه رو دم حجله کشتن: میگویند در ایام قدیم دختری تندخ...

می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟ می گویند در ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط