وقتی به حرمت میروم

وقتی به حرمت می‌روم،
از دست صیاد روزگار آهو صفت می‌دوم و خود را به آغوشی می‌اندازم،
مهربانتر از آغوش مادر
از آنجا بوی خدا می‌آید،
بوی #علی، بوی #زهرا، بوی #حسن و بوی سیب و بوی حبیبم #حسین؛ که آنجا #فرشته صفتی به جسم خالیم روحی تازه بخشد؛
که کوله بار دردهایم را لحظه‌ای بر زمین بگذارم و نفسی تازه کنم.
#السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا_علیه_السلام
#یا_رضا_جان #یا_رضا_گفتم_و #یا_رضا_ #مذهبی#مشهد#چهارشنبه_های_امام_رضایی#آفرینش
دیدگاه ها (۹)

راننده تاكسي گفت: «هر روز از ساعت پنج و نيم صبح ميام مي‌شينم...

تو را من چشم در راهمشباهنگامکه می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه‌...

تو یک عاشقانه ی آرامیهمانند گلبرگهای پاییزی کهآدم دلش می خوا...

بخوان ! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید، بخوان که پروردگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط