✴️ ما نسلی بودیم که با تهدید "تا سه میشمارم" چشم میزاشتیم

✴️ ما نسلی بودیم که با تهدید "تا سه میشمارم" چشم میزاشتیم

ولی انقدر با وجدان بودیم اون وسط یه "دو و نیم" جا میکردیم تا دوستمون بهتر قایم شه...
دیدگاه ها (۳)

مگه داریم اینجوری ای خدا اشکم سرازیر شد

دلت بی غم رفیق

تو دنیای منی

و چه زیباست امید مریضی که به دستان شفا بخشت دل بسته است با م...

🍁بچه که بودیم 🍁وقتی چشم میذاشتیم🍁حتی اگه تا صد هم میشمردیم 🍁...

رمان استاد ریاضیات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط