ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من

باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من

باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل من

این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من

یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من

بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش
چون که آتش بکشد خرمن آهت گل من
دیدگاه ها (۱)

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوماینکه یک عمر به دستان تو زنجیر...

برای عشــــــــــق تمنا کن ولی خار نشوبرای عشــــــــــق قبو...

می خواهم "عشــــق" بماندولبخندی که هدیه لبهایِ تـــــوست ......

چشم هایم را عوض کردم، نگاهم را نشدباز هم دیروزها رد شد ولی ف...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط