غمی در خاطرم دارم که خود می دانم و قلبم

غمی در خاطرم دارم که خود می دانم و قلبم
چنان از غصه ها خردم که از این زندگی سردم

دلم چون کودکی مرده به دامان پدر ماند
نگاهش می کنم هرگه، به دنیایت چه ها کردم؟

خدایا این چه زندانیست به تاوان گناهانم؟
درون جمع خاموش و به تن، تنهاترین فردم

کجاست آن دلربای من ببیند حال محزونم
به قامت ، یک زنم اما به صبر هجر چون مردم

چرا دورم ز دلدارم؟ چرا تنهای تنهایم ؟
کجاست آن دست پر مهرش که گردش رازقی گردم؟

به هر شب می کشم بر نخ به این تسبیح ، غم ها را
شمارش در توانم نیست که من چون کوهی از دردم

طلوع عشق و رویا را به رخسار تو می دیدم
چرا از جنت رویت خرامان می کنی طردم؟
دیدگاه ها (۵)

♨️نیروهای مسلح یمن کنترل روستاهای تتر، الجرین و عساب را به د...

˖𓂃ᡴꪫ⌯از وقتی به کمِ خودم دل بستم،زیادِ هیچ‌کس چشمم رو نگرفت☕

♦️رابرت پیپ: پیاده‌سازی تفنگداران دریایی آمریکا در یکی از جز...

روز دختر مبارک تویی که یه تنه برای رویاهات میجنگی مبارک تویی...

خیلی چیزا بینشون هست و خودشون متوجه نیستن :)!

enemies to love . . !

و منم اینقدرا خوش شانس نیستم ;)!

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

حق:)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط