اولین رمانی که قراره آپلودش کنم

اولین رمانی که قراره آپلودش کنم🙇🏻

این پارت،پارت معرفیه🤧

نام رمان::باری دیگر

ژانر رمان::کلاسیک_درام_عاشقانه

شخصیت ها::
ادوارد/شاهزاده انگلستان::پسری جوان و جذاب با موهای طلایی نسبتا بلند تا انتهای گردن و نسبتا فر و چشمان آبی روشن،قد بلند و خوش هیکل

ایزابل::دختری جوان بسیار زیبا با اندام خوب و چشمان سبز تیره و موهای مشکی بلند پر کلاغی رنگ و موج دار

کلارا/خواهر کوچک ایزابل::دختری زیبا و جوان خوش اندام با موهای مشکی بلند پر کلاغی رنگ و چشمان سبز روشن

توماس/برادر کوچک ادوارد::پسری جوان و جذاب با موهای طلایی فر و چشمان آبی روشن و قد بلند و هیکل خوب

شاه لوکاس/پدر ادوارد و توماس:: مردی نسبتا مسن با موهای طلایی و چشمان آبی

خلاصه داستان::ایزابل دختری که بدون پدر و مادرش همراه خواهر کوچکش کلارا توسط کشیش ها در کلیسا بزرگ شد و در 16 سالگی به اجبار با پادشاه ازدواج کرد و وقتی با پسر خوانده اش آشنا شد علاقه ای دو طرفه بین او و پسر خوانده اش شکل گرفت و وارد رابطه ای ممنوعه شد


ممنون میشم حمایت کنید🦢🪷

_الکساندرا
دیدگاه ها (۸)

"ohce a gain" "part_1" ( 14 آوریل سال 1759،انگلستان/لندن )نو...

"ohce a gain" "part_2" صبح زود خورشید مانند منظره عظیمی از ش...

سلام سلام من الکساندرام🤧 اینجا میخوام رمان بنویسم و الان فال...

رمان جدید

فیک جدید من بهت نیاز دارم آت دختری عاشق پلنگی ۱۶ سالشه آمریک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط