در سکوت غریبانه چشمانت

در سکوت غریبانه چشمانت
در پایان این پاییز دلگیر
یلدا هم رسید
و من مغروقِ نگاهت در انتظار این زمستان سـرد ...
با رفتنت مرا تنهاتر نکن
مۍ توانۍ با من باشۍ
تا خاطره این یلدایمان
با گرماۍ آغوشت
با بوسه طولانیت
ابدۍ باشد برایـم ...
دیدگاه ها (۱)

در آنسوی دنیا زاده شده بودیدور بودی !مثل تمام آرزوهاو ریل ها...

خوشحال از تمام شدن تابستان به استقبال پاییز رفتیم...پاییزی ک...

دستهای کند و تنبلم!بجنبید...چیزی به یلدا نمانده،شال گردنش را...

چند روز دیگر، شاید چند ماه دیگر یا شاید هم چند سال دیگر، بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط