یهو دیدم که داره با یک پسر میره پارتی رفتم به مامانم گفتم

یهو دیدم که داره با یک پسر میره پارتی رفتم به مامانم گفتم که قظیه از این قراره و.... مامانم اومد دیدم خواهرم با موهای خیس داره دار بیرون میره بیرون بهش گفتم مامان داره میاد اونم تند تند خودش رو خشک کرد بهش گفتم چیکار کردی میگه رفتم پارتی بهش گفتم من رازتو نگه میدارم ولی ....
دیدگاه ها (۶)

اینم از فیک جدید ببخشید فعالیت نداشتم اصکی آزاد

خوشگله ؟

فیک من و خواهرمسلام من آسنا هستم و یک خواهر از خودم بزرگ تر ...

P1 بیو هانیخستم نگاه ساعت کردم دیدم 2 شبه وسایلم رو جمع کردم...

وای بچه ها بگین چی شد

عشق انفجاری پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط