تنهایی...

تنهایی...
فرو ریختنی آرام و تدریجیست..
چنان در سکوت به عمق میروی که چیزی نمی شنوی،
جز صدای نفسهای آدم هایی که بی هیچ بهتی غرق شدن،لحظه ای تو را مینگرند
آدم هایی که هیچ نمی دانند شانه های خسته تو چقدر نیازمند آغوش بی قضاوت یک دوست است..
آدم هایی که نمی دانند تنهایی، شاید پشت پیچ بعدی در انتظار آنها باشد..
آدمهایی که نمی دانند تردید و انزوا، انتخاب هیچ کس نیست..
ادم هایی که نمی دانند تنهایی، فرو ریختنی آرام و تدریجیست ...
دیدگاه ها (۱)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت دوازدهمدست نایک هنوز روی دستگیر...

LESSON

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۵: بازتاب در چشمان یاقوتیهنگام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط