:مامان

:مامان
:هووووم؟
:میخوام با دوستم برم پارک
:نههه
:چرااا؟مامان خواهش میکنم
:دختر تنهایی با دوستش جایی نمیره
:باشه

:مامانم
:بله؟
:میخوام یکم برم قدم بزنم دلم گرفته
:تنهایی؟؟
:اره
:نه
:چراااا؟
:دختر تنهایی نمیره قدم بزنه دلت نگرفته یکم دیگه خوب میشی
:باش..

کاش دختر نبودم...
❤مرسی از زهرا جونی که اجازه کپی بهم داد❤
دیدگاه ها (۱۹)

گاهے وقتــــــ ها دلت میخواهد بایکے مهربان باشےدوستش بدارےو ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

برای یک آهنگ ساز نشنیدنبرای نقاشی ندیدندو برای من لمس نکردن ...

زندگی را ورق بزنهر فصلش را خوب بخوانبا بهار برقص....با تابست...

فصل 1پارت 9برمیگردم خونه ولی ترس داشتم مامانم بفهمه با پسر ح...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت ۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط