درخواستی
#درخواستی
#دوپارتی
وقتی.....
The last part
(پرش زمانی)
_ا/ت عزیزم مگه نگفتم وسط یه جلسه ی مهمم چرا گفتی بیام؟
+فلیکس گربه امو پیدا کن
_من از کجا پیدا کنم؟
+نمیدونم فقط پیداش کن صبح که بیدار شدم دیدم نیست الان ۶ ساعت از گم شدنش میگذره
_شاید همین دور و برا باشه
+نیست کل خونه رو گشتیم
_خب یکی دیگه برات میخرم
+لازم نکرده من سویتی خودمو میخوام
همینجور که داشتن بحث میکردن یهو سویتی با یه گربه ی دیگه از دیوار پریدن داخل حیاط که ا/ت رفت سمت سویتی و میخواست بغلش کنه که اون یکی گربه برای ا/ت دم سیخ کرد به نشونه ی اینکه دست به سویتی نزنه بعد از این حرکت سویتی رفت و خودشو چسبوند به اون گربهه
+نکنه شما دوتا....
+فلیکس!
_جانم
+سویتی عاشق شده و میخواد ازدواج کنه
_تو از کجا میدونی؟
+ببینشون چجوری بهم میچسبن شبیه روزای اول آشنایی منو توعه
_عزیزم خودمونو با گربه ها مقایسه میکنی؟
+حالا هرچی منظورم اینه که عاشق هم شدن و میخوان ازدواج کنن
_حالا بعدش حرف میزنیم اگه اجازه بدی من برم سرکارم
+(همینطور که داشت روی سر دوتا گربه رو ناز میکرد خطاب به فلیکس لب زد)من از اولشم کاریت نداشتم میتونی بری
_😐😐(نگاهی تاسف بار)
(پرش زمانی سر میز شام)
+میگم فلیکس
_جانم
+بنظرت بزاریم سویتی با اون گربهه ازدواج کنه؟
_نمیدونم والا بزار یه زنگ به لینو بزنم آخه اون سه تا گربه داره و تجربه اش بیشتره
فلیکس زنگ زد به لینو و ماجرا رو براش تعریف کرد و بعد از کلی حرف زدن به این نتیجه رسیدن که بزارن سویتی و اون گربه مزدوج بشن پس همه چیز رو براشون آماده کردن و برخلاف چند روز پیش امشب سویتی و شوهرش توی اتاق فلیکس و ا/ت بودن و هردو زوج مشغول س....چیز اهم اهم بودن فلیکس و ا/ت روی تخت سویتی و شوهرشم توی خونه ی فانتزیشون وقتی گربه ی نر میخواست کار اصلیو شروع کنه ا/ت خطاب به گربه گفت که اروم سویتی رو بکنه با اینکه قرار بود خودش زیر فلیکس جر بخوره جوری که هیچ خیاطی نمیتونست اوکیش کنه....
#دوپارتی
وقتی.....
The last part
(پرش زمانی)
_ا/ت عزیزم مگه نگفتم وسط یه جلسه ی مهمم چرا گفتی بیام؟
+فلیکس گربه امو پیدا کن
_من از کجا پیدا کنم؟
+نمیدونم فقط پیداش کن صبح که بیدار شدم دیدم نیست الان ۶ ساعت از گم شدنش میگذره
_شاید همین دور و برا باشه
+نیست کل خونه رو گشتیم
_خب یکی دیگه برات میخرم
+لازم نکرده من سویتی خودمو میخوام
همینجور که داشتن بحث میکردن یهو سویتی با یه گربه ی دیگه از دیوار پریدن داخل حیاط که ا/ت رفت سمت سویتی و میخواست بغلش کنه که اون یکی گربه برای ا/ت دم سیخ کرد به نشونه ی اینکه دست به سویتی نزنه بعد از این حرکت سویتی رفت و خودشو چسبوند به اون گربهه
+نکنه شما دوتا....
+فلیکس!
_جانم
+سویتی عاشق شده و میخواد ازدواج کنه
_تو از کجا میدونی؟
+ببینشون چجوری بهم میچسبن شبیه روزای اول آشنایی منو توعه
_عزیزم خودمونو با گربه ها مقایسه میکنی؟
+حالا هرچی منظورم اینه که عاشق هم شدن و میخوان ازدواج کنن
_حالا بعدش حرف میزنیم اگه اجازه بدی من برم سرکارم
+(همینطور که داشت روی سر دوتا گربه رو ناز میکرد خطاب به فلیکس لب زد)من از اولشم کاریت نداشتم میتونی بری
_😐😐(نگاهی تاسف بار)
(پرش زمانی سر میز شام)
+میگم فلیکس
_جانم
+بنظرت بزاریم سویتی با اون گربهه ازدواج کنه؟
_نمیدونم والا بزار یه زنگ به لینو بزنم آخه اون سه تا گربه داره و تجربه اش بیشتره
فلیکس زنگ زد به لینو و ماجرا رو براش تعریف کرد و بعد از کلی حرف زدن به این نتیجه رسیدن که بزارن سویتی و اون گربه مزدوج بشن پس همه چیز رو براشون آماده کردن و برخلاف چند روز پیش امشب سویتی و شوهرش توی اتاق فلیکس و ا/ت بودن و هردو زوج مشغول س....چیز اهم اهم بودن فلیکس و ا/ت روی تخت سویتی و شوهرشم توی خونه ی فانتزیشون وقتی گربه ی نر میخواست کار اصلیو شروع کنه ا/ت خطاب به گربه گفت که اروم سویتی رو بکنه با اینکه قرار بود خودش زیر فلیکس جر بخوره جوری که هیچ خیاطی نمیتونست اوکیش کنه....
- ۱۵.۴k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط