میبندم این دو چشم پراتش را
میبندم این دو چشم پراتش را
تا ننگرد درون دوچشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله ی نگاه پریشان
میبندم این دو چشم پراتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خاموشم نکشد فریاد
رو میکنم به خلوت و تنهایی
تا ننگرد درون دوچشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله ی نگاه پریشان
میبندم این دو چشم پراتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خاموشم نکشد فریاد
رو میکنم به خلوت و تنهایی
- ۴۵۸
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط