بوسه وقتی داغ باشد دل بریدن مشکل است !
بوسه وقتی داغ باشد دل بریدن مشکل است !
در دل آتش که باشی پر کشیدن مشکل است !
گرچه من آغاز کردم این جدایی را ولی
جام زهری را به میل خود چشیدن مشکل است !
دل بریدن از رفیقت گرچه کاری ساده نیست !
حال او را از رقیبانت شنیدن مشکل است !
سیب تا وقتی که در شاخه بماند می رسد !
وقتی از اصلت جدا باشی رسیدن مشکل است !
مثل آن جاشو که لنجش سمت طوفان می رود !
تا پر از دل شوره هستم ، آرمیدن مشکل است !
هم چو مرغی در قفس باشد دلت بی بال و پر
با چنین حالی که دل دارد تپیدن مشکل است !
هرچه کردم تا بگویم حرف آخر را نشد !
نقش ناقص را که می ماند کشیدن مشکل است !
بیوفایی میکنی من هم تماشا میکنم
فرصتی تازه برای گریه پیدا میکنم
دوستت دارم... ولی میترسم از رسوا شدن
هرچه از زیباییت گفتند حاشا میکنم
من که یک لشکر حریفم نیست تسلیم توام
با رقیبان پیش چشمانت مدارا میکنم
هرچه از دنیا به دست آوردهام تا پیش از این
خرج عمر رفتهام از دار دنیا میکنم
سوختم چون شمع... اما ریشه ام را ساختم
خانهای دیگر بر این ویرانه برپا میکنم
از کنارم رفتهای اما به یادم ماندهاست
خاطراتی که دلم را خوش به آنها میکنم...
در دل آتش که باشی پر کشیدن مشکل است !
گرچه من آغاز کردم این جدایی را ولی
جام زهری را به میل خود چشیدن مشکل است !
دل بریدن از رفیقت گرچه کاری ساده نیست !
حال او را از رقیبانت شنیدن مشکل است !
سیب تا وقتی که در شاخه بماند می رسد !
وقتی از اصلت جدا باشی رسیدن مشکل است !
مثل آن جاشو که لنجش سمت طوفان می رود !
تا پر از دل شوره هستم ، آرمیدن مشکل است !
هم چو مرغی در قفس باشد دلت بی بال و پر
با چنین حالی که دل دارد تپیدن مشکل است !
هرچه کردم تا بگویم حرف آخر را نشد !
نقش ناقص را که می ماند کشیدن مشکل است !
بیوفایی میکنی من هم تماشا میکنم
فرصتی تازه برای گریه پیدا میکنم
دوستت دارم... ولی میترسم از رسوا شدن
هرچه از زیباییت گفتند حاشا میکنم
من که یک لشکر حریفم نیست تسلیم توام
با رقیبان پیش چشمانت مدارا میکنم
هرچه از دنیا به دست آوردهام تا پیش از این
خرج عمر رفتهام از دار دنیا میکنم
سوختم چون شمع... اما ریشه ام را ساختم
خانهای دیگر بر این ویرانه برپا میکنم
از کنارم رفتهای اما به یادم ماندهاست
خاطراتی که دلم را خوش به آنها میکنم...
- ۲.۰k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط