NH

NH
دلخوشم بانظم موهایت ...پریشانی چرا?
من که مستم با نسیمی,عطر می افشانی چرا?
آینه در آینه امشب که مبهوت توام.
اخم را آورده ای بر چین پیشانی چرا?
گاه میخندانی و گاه اشک در می آوری.
آه. ..عادت کرده ای من را برنجانی چرا?
باوجود سر گرانی های مردم میزنی.
بر بساط عاشقی مان چوب ارزانی چرا?
جای هیزم خاطرات کهنه مان را یک به یک
در دل شومینه میخواهی بسوزانی چرا?
آخرش میمیرم و یک روز می فهمی کسی
مثل من عاشق نخواهد شد...پشیمانی چرا?
در کنار من ولی همواره فکر رفتنی
تازه پیشم امدی قدری نمی مانی چرا?H
دیدگاه ها (۱)

NHدلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست.تو مرا باز رساندی به یقین...

NHای قلم بشکن تو از این آه من,یا بسوز از این غم جانکاه من,یا...

چه خوش افسانه می گویی به افسون های خاموشیمرا از یاد خود بستا...

'تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط