در خیال من نمی گنجد که آزارت کنم

در خیال من نمی گنجد که آزارت کنم
ناز از حد برده ای , خواهم خبردارت کنم

می برد در عشق , عقل من اگر چه پارسنگ
می زند گاهی نهیبم تا که هشیارت کنم

دوستت دارم , ولی کم کن غرور خویش را
تا سرو جان را به شور و شوق , در کارت کنم

لام تا کام از لبم دیگر کلامی نشنوی
زان که خواهم گوش جان را وقف گفتارت کنم

کاش یک شب سر به زانویم گذاری بهر خواب
صبحدم با بوسه ای از خواب , بیدارت کنم

وعده خود را به جای آور که دوشم خسته شد
گفته بودی کز غم هجران سبکبارت کنم

مردم از امروز و فردا کردنت , آخر بگو
کی توانم دیده را روشن ز دیدارت کنم
دیدگاه ها (۲)

دلم..یک شب تنهایی میخواهد بایک عالمه تو و گوشه کنار های آغوش...

زن بود وشانه هایش زیربارحرفهای سنگین خسته بودندآنقدرکه میتوا...

صدایت را که شنیدم دلم لرزیددلتنگت شده بودممیدانی عاشق تو بود...

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻫﻤﭽﻮ ﭘﯿﭽﮑﯽ ﺧﺴﺘﻪﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﮔﺮ ﺩﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﺮﺩﺩﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ...

تو چه کَردی که دَلم این همه بیمارت شدمثلِ دیوانه دَلم این هم...

‍ تو چه کَردی که دَلم این همه بیمارت شدمثلِ دیوانه دَلم این ...

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط