ִֶָ ✦ ˖ܢܚ݅ـــبߺ ܟܿــߊ‌ࡎ ִֶָ ✦ ˖

ִֶָ ✦ ˖ܢܚ݅ـــبߺ ܟܿــߊ‌ࡎ ִֶָ ✦ ˖

𝙿𝚊𝚛𝚝²


ᨒᨓᨒᨓᨒᨓ

بعد رفتم اتاقمونو جمع و جور کردم خونه حسابی تمیز بود به ساعت نگاهی انداختم که دیدم ساعت ۵ رو نشون میده
_ اوففف خیلی خسته بودم
پس تصمیم گرفتم که یی زره بخوابم رفتم رو تخت دراز کشیدم ساعت گوشیمو تنطیم کردم برای ساعت ³⁰: ⁵

𓂃→³⁰مین بعد ˖

آلارم گوشی : ﹙دینگ . دینگ دینگ🦥﹚

_ آلارم گوشیمو قطع کردم بعد چندتا پلک زدم تا چشام کامل باز بشه
بلند شدم تا سریع خودمو برای شب اماده کنم رفتم تو اشپز خونه شروع کردم به غذا درست کردن کیمباب و رامیون
غذا رو ساختم میز رو کم‌ کم چیدم بعد رفتم تو اتاق سمت کمد لباسام یه لباس خوشگل و بازی انتخاب کردم که کل سینمو به نمایش میذاشت بعد از ...«


࣪⭑ ҂ ❙❘❙❚❙❘❙❙❚❙❘❙
چطور بود ؟!‌ خوشحال میشم نظراتتونو بدونم
₍ᐢ..ᐢ₎

𝅄✦⸱࣭ ִֶָ
شرایط برای پارت ³𓄹

❥لایک : ²⁰
𓋅 ²⁰ : کامنت
دیدگاه ها (۲۸)

سناریو🦋              ~           سناریو : " وقتی مخوای ا...

✦سناریو🦋              ~           #درخواستی 🦋🔞سناریو : " وقت...

ִֶָ ✦ ˖ܢܚ݅ـــبߺ ܟܿــߊ‌ࡎ ִֶָ ✦ ˖𝙿𝚊𝚛𝚝¹ᨒᨓᨒᨓᨒᨓویو یونا : ...

៹ ࣪ ุ๋ معرفی فیک ...

آقای هوسوک پارت ۱

طراح عشق

دختر بابایی پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط