دیشب خونه عموم اینا مهمونی بودیم، سر شام به زن عموم گفتم:

دیشب خونه عموم اینا مهمونی بودیم، سر شام به زن عموم گفتم:




خودتم بیا بشین بخور اینقد نمی خواد به ما تعارف کنی.
.
.
.

زن عمومم گفت: من نخورده نیستم شما بفرمایید

کلا نابود شدم!!
دیدگاه ها (۳)

جدایی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 182♡⁠。⁠)⁩سر جون...

چند پارتی جیمین پارت ۵

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟕تهیونگ:راستی خاله مری تعجب نکن اینا رف...

marry without love part3

رمان : قلب در تاریکی

عمارت مافیا 🍷قسمت اول :دیدگاه نیلسو :من اسمم نیلسو هست عاشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط