تو نیستی و من حالا

تو نیستی و من حالا
با غرورم خلوت کرده ام!
غرورم اما چیزی نمی‌گوید
مثل تو لبخند نمیزند
مثل تو عشق نمی‌پاشد
اما من او را به تو ترجیح داده ام!
آن طرف تر من در کنارت نیستم
و تو در کنار غرورت لمیده ای
غرور تو اما مثل من
نازت را خریدار نیست
آغوشی برای دفن
دلتنگی هایت ندارد
و گوشش بدهکار
درد دلهایت نمی‌شود
اما تو به جای من او را
حفظ کرده ای، او را برگزیده ای!
من و تو کودکان سالخورده ای
بودیم که فکر می‌کردیم عشق
پروانه ای در میان انگشت‌هایمان است
که هر گاه مشت‌مان را به رویش وا کنیم
دوباره بر دست‌هایمان خواهد نشست
من و تو فرصت زندگی هم بودیم
ما، همدیگر را از دست داده ایم ...
دیدگاه ها (۱)

بغل نمی‌کنیم و خوبیم، بغل نمی‌شویم و زنده مانده‌ایم،زنده مان...

آدمیزاده، گوگِل كه نيستتا دو تا حرف تايپ كنىحدس بزنه چى میخو...

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم ؟!

#خنده_دار

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

معرفی کتاب: مجموعه انتخاب 🎀نشر باژ🌙ترتیب: انتخاب 💙برگزیده 🩷ش...

-gambling- -p⁷-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط