✅ اعتقاد یا اعتماد ؟!

✅ اعتقاد یا اعتماد ؟!

✍ چه میزان به خدا اعتماد داریم؟
در سالی که قحطی بیداد کرده بود و همه ی مردم زانوی غم به بغل گرفته بودند، عارفی از کوچه‌ای می‌گذشت ، غلامی را دید که بسیار شاد و خوش حال است. به او گفت : «چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی؟»

غلام جواب داد : « من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و
تا وقتی برای او کار می‌کنم روزی مرا می‌دهد ، پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟»

این عارف نامور ایرانی می گوید : از خود شرم کردم یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی‌دهد و من ، خدایی دارم که مالک تمام دنیاست امّا نگران روزی خود هستم . نقل از :

http://yekibood.ir/stories
دیدگاه ها (۰)

✍ چهار شمع آرام می سوختند و با هم گفتگو می کردند محیط به قدر...

✅ چرا بی صبریم ؟✍ یکی از دلایل بی صبر بودن ما این است که در ...

✍ بچه که بودم ، به قدری از خدا می ترسیدم که بعد از هر بار شی...

✅ اونی که باید ، حواسش هست :فردی چند گردو به بهلول داد و گفت...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم، همه زانوی غم به بغل گ...

در سال قحطی ، عارفی غلامی را دید که شادمان بود.پرسید: چطور د...

توکلدر سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغ...

💕 در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل ...

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گر...

*💥❆﷽❆💥**🔔#تــلنگــ❗ـــر امــروز*🔰در سالی که قحطی شده بود و م...

من خدایی دارم که مالک تمام دنیاستدر سالی که قحطی بیداد کرده...

در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ، غلامی را دید که بسیار شاد...

در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ، غلامی را دید که بسیار شاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط