آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم؛ خار و خسی نیست
دیدگاه ها (۸)

دوباره صبح زیبایی رسیدهدوباره سر زد از مشرق سپیدهعجب نقشی زد...

بـعضی چیـــزا را نگفتـن،،،،،،،"مـعــرفت" می خــواهـد نـ...

آدمی است دیگر... یک کاسه ای دارد به نام کاسه محبت که بر خلاف...

گاهی فقط میخواهی بروی واز همه دور شویخیلی دورنه که کم آورده ...

"زندگى موسیقى گنجشک هاستزندگى باغ تماشاى خداست... زندگى یعنى...

خداوندا تو را دارم، غمی نیستخدا را داشتن ،کار کمی نیستدر آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط