Pat:5
Pat:5
اسم: عاشق چشماش شدم
جونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گروگان گرفتیم. اگه می خوای زنده بمونه پلیسو خبر نکن و با پولا بیا آدرسی که برات می فرستم.
جونگکوک . گفتم سریع بفرست و سریع مسیرمو عوض کردم. وقتی رسیدم ا.ت رو دیدم که روی صندلی نشسته و حالش بده. دویدم سمتش ولی چون سونگ هو جلومو گرفت.
چوی سونگ هو : اول پول😈.
جونگکوک . پول رو در اوردم و بهش دادم. بعد دویم سمت ا.ت که بازش کنم. یه دفعه گفت مواظب باش😧.
جونگکوک . ا.ت رو محکم بغل کردم که اون آسیب نبینه و بعدش یه تیکه چوب خورد پشت کمرم. پنج بار این کار تکرار شد.
ا.ت . وقتی رفتن با هرسختی ای که شده دستامو باز کردم. جونگکوک روی زمین افتاده بود. رفتم سرشو گذاشتم توی بغلم و کلی گریه کردم.
ا.ت : جونگکوک توروخدا بیدار شو. عشقم بیدار شو. بهت قول
میدم بعدش بشم دوست دخترت.
جونگکوک . چشامو باز کردم و دیدم روی تخت بیمارستانم. ا.ت هم کنارم خوابیده بود. دستمو محکم گرفته بود و خوابش برده بود. گوشیم زنگ خورد. جواب دادم. خدمت کار زنگ زده بود.
خدمتکار : اومدن نصف وسایل گرون خونه رو بردن آقا. حالا باید چیکار کنیم؟
جونگکوک : اومدم خونه حلش می کنم نترس.
ا.ت . صدای جونگکوک اومد. بلند شدم سفت بغلش کردم. با دستام سرشو گرفتم و گفتم : خوبی؟ جاییت که درد نمی کنه.
جونگکوک . خندیدم و گفتم یکم کمرم درد می کنه .
ا.ت . سرش داد زدم و گفتم : نخند. داشتم از ترس می مردم .
جونگکوک . سرشو با دستم ناز کردم و گفتم خودت خوبی؟
ا.ت . دستشو گرفتم و گفتم آره خوبم.
جونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده های شیطانی گفتم : .......
ممنون از حضور افتخاری اه چوی سونگ هو
برای پارت بعدی به ۱۲۵ تایی برسونینم.
لایک یادتون نرههه عشقای منننننن😍🥰😘🤩❤️
بوس بوس😘😘
اسم: عاشق چشماش شدم
جونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گروگان گرفتیم. اگه می خوای زنده بمونه پلیسو خبر نکن و با پولا بیا آدرسی که برات می فرستم.
جونگکوک . گفتم سریع بفرست و سریع مسیرمو عوض کردم. وقتی رسیدم ا.ت رو دیدم که روی صندلی نشسته و حالش بده. دویدم سمتش ولی چون سونگ هو جلومو گرفت.
چوی سونگ هو : اول پول😈.
جونگکوک . پول رو در اوردم و بهش دادم. بعد دویم سمت ا.ت که بازش کنم. یه دفعه گفت مواظب باش😧.
جونگکوک . ا.ت رو محکم بغل کردم که اون آسیب نبینه و بعدش یه تیکه چوب خورد پشت کمرم. پنج بار این کار تکرار شد.
ا.ت . وقتی رفتن با هرسختی ای که شده دستامو باز کردم. جونگکوک روی زمین افتاده بود. رفتم سرشو گذاشتم توی بغلم و کلی گریه کردم.
ا.ت : جونگکوک توروخدا بیدار شو. عشقم بیدار شو. بهت قول
میدم بعدش بشم دوست دخترت.
جونگکوک . چشامو باز کردم و دیدم روی تخت بیمارستانم. ا.ت هم کنارم خوابیده بود. دستمو محکم گرفته بود و خوابش برده بود. گوشیم زنگ خورد. جواب دادم. خدمت کار زنگ زده بود.
خدمتکار : اومدن نصف وسایل گرون خونه رو بردن آقا. حالا باید چیکار کنیم؟
جونگکوک : اومدم خونه حلش می کنم نترس.
ا.ت . صدای جونگکوک اومد. بلند شدم سفت بغلش کردم. با دستام سرشو گرفتم و گفتم : خوبی؟ جاییت که درد نمی کنه.
جونگکوک . خندیدم و گفتم یکم کمرم درد می کنه .
ا.ت . سرش داد زدم و گفتم : نخند. داشتم از ترس می مردم .
جونگکوک . سرشو با دستم ناز کردم و گفتم خودت خوبی؟
ا.ت . دستشو گرفتم و گفتم آره خوبم.
جونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده های شیطانی گفتم : .......
ممنون از حضور افتخاری اه چوی سونگ هو
برای پارت بعدی به ۱۲۵ تایی برسونینم.
لایک یادتون نرههه عشقای منننننن😍🥰😘🤩❤️
بوس بوس😘😘
- ۲.۲k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط